<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فیزیولوژی ورزشی</title>
    <link>https://spj.ssrc.ac.ir/</link>
    <description>فیزیولوژی ورزشی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر تمرین تداومی و تناوبی با شدت‌های مختلف بر بیان ژن PDE9A و سطح سرمی NO در مدل حیوانی انفارکتوس میوکارد</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_4987.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرین تداومی و تناوبی با شدت‌های مختلف بر بیان ژن PDE9A و سطح سرمی NO در مدل حیوانی انفارکتوس میوکارد بود.مواد و روش‌ها: این مطالعه‌ آزمایشگاهی روی ۴۰ سر موش صحرایی نر انجام شد. پس از یک هفته سازگاری با محیط و تردمیل، حیوانات به ‌صورت تصادفی به گروه‌های کنترل سالم، کنترل انفارکتوس میوکارد و سه گروه تمرینی شامل تمرین تداومی و تمرین تناوبی با دو شدت مختلف تقسیم شدند. انفارکتوس میوکارد از طریق تزریق زیرجلدی ایزوپرنالین القا شد. پس از دوره بهبودی، مداخلات تمرینی به‌ مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته اجرا شد. سطح سرمی NO با روش ELISA و بیان ژن PDE9A با روش RT-PCR سنجیده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که بیان ژن PDE9A در گروه انفارکتوس میوکارد به‌ طور معناداری بالاتر و سطح NO به‌ صورت معنا‌داری پایین‌تر از سایر گروه‌ها بود. هر دو نوع تمرین تداومی و تناوبی موجب کاهش معنا‌دار بیان ژن PDE9A و افزایش سطح NO نسبت به گروه انفارکتوس شدند. بیشترین بهبود در بیان ژن PDE9A و سطح NO در گروه تمرین تناوبی با شدت متوسط مشاهده شد.نتیجه‫گیری: هشت هفته تمرین تداومی و تناوبی با شدت‌های مختلف باعث کاهش بیان ژن PDE9A و افزایش سطح سرمی NO در مدل حیوانی انفارکتوس میوکارد شد. در میان پروتکل‌ها، تمرین تناوبی با شدت متوسط بیشترین اثر بهبود را نشان داد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که تمرین ورزشی، به‌ویژه تمرین تناوبی می‌تواند به‌عنوان رویکردی غیردارویی در بهبود وضعیت قلب پس از آسیب ایسکمیک مدنظر قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرات تمرین تناوبی هوازی و مصرف مکمل جینکوبیلوبا بر بیان RNAهای غیرکدکننده بلند TUG1 و MEG3 در بافت هیپوکامپ موش‌های نر ویستار مبتلا به آلزایمر تجربی</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_5044.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی هوازی (AIT) همراه با مکمل جینکوبیلوبا (GB) بر بیان ژن‌های TUG1 و MEG3 در هیپوکامپ موش‌های نر ویستار مبتلا به آلزایمر القایی انجام شد.مواد و روش‫ها: تعداد 49 موش نر ویستار (20 &amp;amp;plusmn;250 گرم) به‌ صورت تصادفی به هفت گروه کنترل سالم (HC، 7=n)، کنترل آلزایمر (AC، 8=n)، جینکوبیلوبا (AD+GB، 8=n)، جینکوبیلوبا+تمرین تناوبی هوازی (AD+GB+AIT، 8=n)، تمرین تناوبی هوازی (AD+AIT، 8=n)، دارونما (5=n) و شم (5=n) تقسیم شدند. آلزایمر با تزریق 4 میکرولیتر بتاآمیلوئید به بطن‌های مغز القا شد و بعد از گذشت چهار هفته از القا، بیماری با آزمون شاتل‌باکس تأیید شد. گروه‌های تمرینی پنج روز در هفته تمرین کردند و گروه‌های جینکوبیلوبا روزانه ۱۰۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم مکمل دریافت کردند. بیان ژن‌های هیپوکامپ با روش qRT-PCR کمی‌سازی شد و تحلیل داده‌ها با تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی LSD صورت گرفت (05/0&amp;amp;le;P).یافته‫ها: بیان ژن TUG1 در بین گروه‌های مطالعه تفاوت معنا‌داری را نشان نداد (05/0&amp;amp;gt;P). بیان ژن MEG3 در گروه AD+GB+AIT به‌ طور معنا‌داری بالاتر از گروه‌های (0001/0&amp;amp;gt;P) AC، &amp;amp;nbsp;(002/0=P) HC، (0001/0&amp;amp;gt;P) AD+AIT، شم (0001/0&amp;amp;gt;P) و دارونما (001/0=P) بود.نتیجه‫گیری: به نظر می‌رسد، اعمال همزمان تمرین تناوبی هوازی و جینکوبیلوبا با بالا بردن بیان MEG3، از آپوپتوز نورونی جلوگیری می‌کند؛ اگرچه این مداخله تغییری در بیان TUG1 ایجاد نکرد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرین تداومی با شدت متوسط بر مسیر سیگنالینگ miR-155/BDNF/TrkB موش‌های مدل صرع لوب تمپورال</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_4933.html</link>
      <description>هدف: صرع یک بیماری است که با تشنج‌های مکرر و تحریک‌نشدنی مشخص می‌شود. اختلال شناختی یکی از عوارض مهم صرع مزمن است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته فعالیت ورزشی هوازی با شدت متوسط بر بیان miR-155 و سطوح BDNF و گیرنده آن TrkB در هیپوکامپ رت‌های مبتلا به صرع لوب تمپورال بود. مواد و روش‌ها: در این پژوهش 32 سر رت نر ویستار با سن شش تا هشت هفته با میانگین وزن ۲۲۶٫۶ گرم &amp;amp;nbsp;به چهار گروه پنج‌تایی شامل گروه&amp;amp;nbsp; غیرصرعی بی&amp;amp;shy;تحرک (NES)، گروه صرعی بی&amp;amp;shy;تحرک (ES)، گروه شم (Sham) و گروه تمرین هوازی با شدت متوسط مبتلا به صرع (EPI+MICT) تقسیم شدند. گروه&amp;amp;shy; تمرین، 40 دقیقه تمرین دویدن روی تردمیل را با شدت 60 درصد Vmax انجام دادند. بیان &amp;amp;nbsp;miR-155با استفاده از روش‌های RT-PCR و همچنین بیان پروتئین BDNF و گیرنده TrkB با روش &amp;amp;nbsp;وسترن بلات در هیپوکامپ موش‌های صحرایی مبتلا به صرع اندازه‌گیری شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد، بیان miR-155 در هیپوکمپ رت‌های مبتلا به صرع به طور معناداری افزایش (0002/0=P) و سطوح پروتئین BDNF و گیرنده تیروزین کیناز به طور معناداری کاهش یافت. MICT به طور معنا&amp;amp;shy;داری بیان MIR155&amp;amp;nbsp; را کاهش داد (0001/0=P) و بیان پروتئین‌ BDNF (0001/0=P) را به طور معناداری افزایش داد، اما بیان گیرنده TrkB ( 053/0=P) تغییر معنی داری نداشت.نتیجه‫گیری: فعالیت ورزشی هوازی می‌تواند از طریق تقویت مسیرهای نوروتروفیک، اثرات حفاظت عصبی درخورتوجهی در صرع لوب تمپورال ایجاد کند؛ بنابراین تمرین ورزشی با شدت متوسط می‌تواند به‌عنوان مداخله غیردارویی کم‌هزینه و مؤثری برای بهبود پیامدهای عصبی در صرع مدنظر قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط فعالیت های جسمانی و کیفیت زندگی با شاخص توده بدنی، عادت های خواب و تغذیه ای کودکان</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_5036.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط فعالیت‌های جسمانی و کیفیت زندگی با شاخص توده بدنی، عادت‌های خواب و تغذیه‌ای کودکان انجام شد.مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود و تمامی کودکان پیش‌دبستانی (400=n) شهر مینودشت در سال تحصیلی 1403-1402، جامعه آماری پژوهش حاضر را تشکیل دادند. حجم نمونه براساس جدول نمونه‌گیری کرجسی و مورگان، 196 نفر و به‌روش نمونه&amp;amp;shy;گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه‌های فعالیت بدنی برای کودکان (رز و همکاران، 2009)، کیفیت زندگی کودک-فرم والدین (وارنی و همکاران، 2001)، شاخص توده بدنی، عادت‌های خواب (اوونز و همکاران، 2000) و عادت‌های تغذیه‌ای (HFFQ) (1995) گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با رگرسیون و ضریب همبستگی اسپیرمن صورت گرفت.یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین فعالیت&amp;amp;shy;های جسمانی و شاخص توده بدنی رابطه مثبت و معنادار وجود داشت (005/0=P). بین فعالیت جسمانی و عادت&amp;amp;shy;های تعذیه&amp;amp;shy;ای کودکان رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد (0001/0=P). بین کیفیت زندگی و شاخص توده بدنی رابطه مثبت و معنادار وجود داشت (001/0=P). بین کیفیت زندگی و عادت&amp;amp;shy;های خواب کودکان رابطه منفی و معنادار مشاهده شد (0001/0=P). همچنین بین کیفیت زندگی و عادت&amp;amp;shy;های تعذیه&amp;amp;shy;ای کودکان رابطه مثبت و معنادار وجود داشت (0001/0=P).نتیجه‫گیری: براساس یافته‌های این مطالعه، فعالیت‌های جسمانی منظم، کیفیت زندگی بهینه، عادات تغذیه‌ای سالم و شاخص توده بدنی مناسب، به ‌طور معناداری با بهبود الگوهای خواب کودکان مرتبط هستند. این نتایج نشان می‌دهد که تعامل چندبعدی سبک زندگی، تغذیه و وضعیت جسمانی می‌تواند به ارتقای کیفیت خواب، سلامت جسمانی و روانی و رشد شناختی و اجتماعی کودکان منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرین تناوبی شدید و مصرف متفورمین بر برخی نشانگرهای آسیب بافت میوکارد موش های دیابتی نوع 2</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_4929.html</link>
      <description>هدف: فعالیت آنزیم‌های کراتین کیناز mb (CK-mb)، لاکتات دهیدروژناز (LDH) و تروپونین I، به‌عنوان شاخص‌های کلیدی در ارزیابی یکپارچگی غشای سلولی و آسیب سلول‌های قلبی استفاده می‌شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین تناوبی شدید (HIIT) و مصرف متفورمین بر بیان ژن تروپونین I، فعالیت آنزیم‌های کراتین کیناز mb (CK-mb) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) میوکارد موش های صحرایی دارای دیابت نوع 2 بود. مواد و روش‫ها: در این پژوهش تجربی، ۳۰ سر موش صحرایی نر ده‌هفته‌ای نژاد ویستار (۲۵۰ تا ۳۰۰ گرم)، در شش گروه پنج سری شامل کنترل سالم (بدون هر گونه مداخله تا پایان پژوهش)، کنترل دیابتی (القای دیابت، با رژیم غذایی پرچرب و تزریق درون‌صفاقی &amp;amp;nbsp;mg/k35 ماده STZ)، شم، متفورمین، HIIT و HIIT+متفورمین قرارگرفتند. گروه‌های تمرین به مدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته روی نوارگردان دویدند. گروه‌های متفورمین روزانه 5/2گرم بر کیلوگرم وزن بدن از متفورمین را به صورت ترکیب با غذا دریافت کردند. به گروه شم (برای کنترل اثر استرس تزریق STZ) نرمال سالین (9/0 درصد) تزریق شد. 48 ساعت پس از مداخله میوکارد موش‌ها برای اندازه‌گیری بیان ژن تروپونین I و فعالیت بیومارکرهای CK-mb و LDH استفاده شد. تحلیل آماری داده‌ها با استفاده از آنالیز واریانس یک‌راهه و آزمون تعقیبی توکی در نرم‌افزار آماری SPSS نسخۀ 30 در سطح معناداری 05/0&amp;amp;gt;P انجام شد. یافته‫ها: پس از القای دیابت، تأیید آسیب بافت قلب با مقایسه نشانگرهای آسیب قلبی گروه کنترل-دیابتی با گروه کنترل-سالم انجام گرفت که در هر سه&amp;amp;nbsp; شاخص آسیب میوکاردی افزایش معناداری دیده شد (001/0&amp;amp;gt;P). قندخون گروه‌های کنترل دیابتی و شم در مقایسه با گروه کنترل سالم افزایش معناداری داشت (001/0&amp;amp;gt;P). پس از مداخله قندخون گروه‌های متفورمین، HIIT و HIIT+متفورمین در مقایسه با گروه‌های کنترل دیابتی و شم به طور معناداری کمتر بود (001/0&amp;amp;gt;P). همچنین بیان ژن تروپونین I و فعالیت CK-mb و LDH گروه‌های متفورمین، HIIT وHIIT+متفورمین در مقایسه با گروه‌های کنترل-دیابتی و شم به طور معناداری کمتر بود (001/0&amp;amp;gt;P). هنگام مقایسه سه گروه مداخله نتایج نشان داد که تنها بیان ژن تروپونین I در گروه HIIT+متفورمین در مقایسه با گروه متفورمین به طور معناداری کمتر بود (001/0&amp;amp;gt;P).نتیجه‫گیری: تمرین تناوبی شدید و مصرف متفورمین هر دو به کاهش آسیب بافت میوکارد در موش‌های صحرایی دیابتی منجر می‌شوند، هرچند تأثیر هم‌افزایی این دو مداخله مشاهده نشد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر مداخله تمرین ورزشی ترکیبی بر شاخص اندوتلین-۱ در رابطه با تغییرات استرس روانی و همودینامیکی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_4989.html</link>
      <description>هدف: با وجود ارتباط بین سفتی شریانی با تخریب میلین، درک اختلال عروقی و نقش مداخلات غیردارویی مانند فعالیت ورزشی در عملکرد عروقی بیماران مولتیپل اسکلروزیس (MS) همچنان محدود است؛ بنابراین در مطالعه حاضر به بررسی اثر مداخله تمرین ورزشی ترکیبی بر شاخص اختلال عملکرد اندوتلیال (اندوتلین-۱) در رابطه با تغییرات استرس روانی و همودینامیکی در زنان مبتلا به MS پرداخته شد.مواد و روش‫ها: در این پژوهش تجربی، 30 زن مبتلا به MS (سن 9/3&amp;amp;plusmn;8/36 سال و وزن 1/11&amp;amp;plusmn;72 کیلوگرم) به طور تصادفی و مساوی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی 12 هفته در برنامه تمرینی ترکیبی (تمرین هوازی (11-13 RPE)، مقاومتی (باندکشی، 1-3 ست 8 تا 15 تکراری)، تعادلی و تنفسی-کششی حداقل 60 دقیقه، سه جلسه در هفته) شرکت کردند. قبل و بعد از دوره مداخله سطح سرمی اندوتلین-1 ، فشارخون، ضربان قلب استراحتی، اضطراب و عملکرد حرکتی ارزیابی شد. تحلیل داده‌ها به کمک آزمون آنکوا صورت گرفت. یافته‫ها: تمرینات ورزشی، سطوح اندوتلین-1 و اضطراب را در گروه تمرینی در مقایسه با گروه کنترل کاهش داده و عملکرد حرکتی را بهبود دادند (05/0&amp;amp;lt;P). همچنین ارتباط معناداری بین کاهش سطح اضطراب و اندوتلین-1&amp;amp;nbsp; مشاهده شد (754/0=r،&amp;amp;nbsp; 003/0=P). با وجود بهبود شاخص‌های همودینامیکی، ارتباط معناداری بین کاهش آن‌ها و کاهش اندوتلین-1 وجود نداشت (05/0&amp;amp;lt;P).&amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp;نتیجه‫گیری: تمرین ترکیبی موجب کاهش سطوح اندوتلین-1 در بیماران مبتلا به MS می‌شود و این کاهش بیش از آنکه با تغییرات فشارخون مرتبط باشد، ناشی از کاهش اضطراب روانی است. نتایج پژوهش بر نقش مداخلات تمرینی ترکیبی در بهبود هم‌زمان ابعاد فیزیولوژیک، روان‌شناختی و عملکرد حرکتی بیماران مبتلا به MS تأکید می‌کند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرین استقامتی و مکمل قهوه سبز بر مسیر سیگنالینگ انسولین و سنتز گلیکوژن کبدی در موش‌های چاق پیش دیابتی</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_4988.html</link>
      <description>اهداف: پیش دیابت به‌عنوان مرحله‌ای پیش‌ساز دیابت نوع ۲، با مقاومت به انسولین و اختلال در مسیرهای مولکولی تنظیم‌کنندة متابولیسم گلوکز شناخته می‌شود. این پژوهش باهدف بررسی اثر تمرین استقامتی و مکمل قهوه سبز بر محور IRS1– PI3K–AKT–GYS2و سنتز گلیکوژن کبدی در موش‌های چاق پیش دیابتی انجام شد. مواد و  روش‌ها: بدین منظور، ۴۰ سر موش نر C57BL/6 پس از القای پیش دیابت با رژیم پرچرب، به چهار گروه شامل کنترل (PreD)، تمرین استقامتی (PreD/Ex)، مکمل قهوه سبز (PreD/GC) و ترکیب تمرین و مکمل (PreD/GC.Ex) تقسیم شدند. تمرین استقامتی به مدت 12 هفته، پنج روز در هفته، با شدت ۶۰ تا ۷۵ درصد VO₂max و مکمل قهوه سبز به‌صورت گاواژ روزانه (۲۰۰ mg/kg3 روز در هفته، حاوی 50٪ اسید کلروژنیک) تجویز شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که تمرین و مکمل هر دو به‌صورت معنی‌داری قند خون ناشتا (FBS) و انسولین پلاسما را کاهش داده و آزمون تحمل گلوکز (GTT) را بهبود بخشیدند. همچنین، بیان ژن‌های IRS1، PI3K، AKT و GYS2 و نسبت p-AKT/AKT در گروه‌های مداخله‌ای به‌ویژه گروه تمرین استقامتی به‌طور چشمگیری افزایش یافت. نتیجه‌گیری: این تغییرات نشانگر فعال‌سازی مؤثر مسیر سیگنالینگ انسولین و افزایش سنتز گلیکوژن در سلول‌های کبدی بود. یافته‌ها نشان دادند که تمرین استقامتی به‌عنوان محرک اصلی بازسازی مسیر انسولین عمل کرده و قهوه سبز با خاصیت آنتی‌اکسیدانی خود این اثر را تقویت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات اکسیداسیون سوبسترا در هنگام فعالیت ورزشی پس از مصرف چای سفید و سیاه و مقایسه آن ها در دختران ورزشکار</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_4994.html</link>
      <description>هدف: ‌هدف از این مطالعه، بررسی تغییرات اکسیداسیون سوبسترا در هنگام فعالیت ورزشی پس از مصرف چای سفید و سیاه در دختران ورزشکار بود. مواد و روش‌ها: 10 دختر ورزشکار (میانگین سنی 58/1&amp;amp;plusmn;60/21 سال، قد 31/5 &amp;amp;plusmn; 00/162 سانتیمتر، وزن 78/7&amp;amp;plusmn; 57/54 کیلوگرم، BMI 96/1 70&amp;amp;plusmn;/20 کیلوگرم بر متر مربع، درصد چربی 91/3 &amp;amp;plusmn; 53/27) به صورت متقاطع و متعادل، یک بار 500 میلی لیتر چای سفید و یک بار 500 میلی لیتر چای سیاه دم کرده را با فاصلة یک هفته، در حالت ناشتا مصرف کردند. یک ساعت بعد، دستگاه گاز آنالایزر به آنها وصل؛ پس از 10 دقیقه استراحت، فعالیت فزاینده‌ای تا حد خستگی روی نوارگردان انجام دادند. میزان اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در زمان استراحت و فعالیت با استفاده از روش کالری‌سنجی غیرمستقیم اندازه گیری، و محاسبات با نرم افزار spss در سطح معناداری 05/0&amp;amp;ge;P انجام شد.یافته‌ها: نتایج تی وابسته نشان داد مقدار MFO (01/0 = p) و FATmax (009/0 = p) در حالت استراحت و اکسیداسیون چربی (006/0 = p) در مرحله اول فعالیت در شرایط مصرف چای سفید به طور معناداری بالاتر از مصرف چای سیاه بود. تفاوت معنی‌داری در FATmax، زمان رسیدن به واماندگی و حداکثر اکسیژن مصرفی در حالت فعالیت بین دو شرایط مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد مصرف چای سفید در مقایسه با چای سیاه، یک ساعت قبل از ورزش یا در حالت استراحت، باعث افزایش اکسیداسیون چربی، و در حالت استراحت چای سفید نسبت به چای سیاه افزایش بیشتری در میزان اکسیداسیون چربی و FATmax دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تاثیر تمرین در آب سرد و گرم بر پاسخ هورمون‌های موثر بر متابولیسم چربی در مردان مبتلا به سندروم متابولیک</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_4995.html</link>
      <description>تمرین ورزشی به عنوان روشی موثر در پیشگیری و کنترل سندروم متابولیک شناخته می‌شود، زیرا می‌تواند عملکرد متابولیکی را بهبود دهد و عوامل خطر مرتبط را کاهش دهد که سلامت قلبی-عروقی و کیفیت زندگی را افزایش می‌دهد. سندروم متابولیک شامل مجموعه‌ای از اختلالات مانند چاقی شکمی، فشار خون بالا و اختلالات قندی است که با فعالیت بدنی منظم تا حد زیادی مدیریت می‌شود. هدف این مطالعه مقایسه تأثیر تمرین در آب سرد و گرم بر پاسخ هورمون‌های موثر بر متابولیسم چربی در مردان مبتلا به سندروم متابولیک بود.روش مطالعه به صورت تجربی بر روی ۳۰ مرد فاقد سابقه فعالیت بدنی منظم در ارومیه انجام شد. شرکت‌کنندگان تصادفی بر اساس شاخص zMets در سه گروه ۱۰ نفری شامل تمرین در آب سرد، در آب گرم و کنترل تقسیم شدند. هر جلسه تمرینی ۴۵ دقیقه انجام شد. ۵ میلی‌لیتر خون از بازو گرفته و با کیت‌های آزمایشگاهی اندازه‌گیری شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و در سطح معناداری ۰.۰۵ انجام شد. یافته نتایج نشان داد که سطح آدروپین، آدیپونکتین و کورتیزول در هر دو گروه تمرین در آب سرد و گرم نسبت به کنترل افزایش معنی‌داری داشت، به ویژه در گروه آب سرد (05/0&amp;amp;gt;P). آزمون توکی نشان داد که در تمام متغیرها به جز کورتیزول، تفاوت معناداری بین گروه‌های تمرین در آب سرد و گرم با کنترل وجود دارد (05/0&amp;amp;gt;P). نتیجه نتایج این مطالعه نشان داد که تمرین در آب سرد می‌تواند به عنوان راهکاری غیر دارویی برای بهبود هورمون‌های مرتبط با متابولیسم چربی در افراد سندروم متابولیک به کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه‌ی تاثیر شنای پرشدت و کم شدت بر میزان اشتها و مقادیر گرلین در زنان ناجی غریق دارای اضافه وزن</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_5060.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: هدف پژوهش حاضر مقایسه‌ی تاثیر شنای پرشدت و کم شدت بر میزان اشتها و مقادیر گرلین سرم در زنان ناجی‌غریق دارای اضافه وزن بود. مواد و روشها: در این مطالعه متقاطع، ۱۴ زن ناجی‌غریق با میانگین سنی 22/4&amp;amp;plusmn;85/39سال و شاخص توده بدن 07/3&amp;amp;plusmn;85/28کیلوگرم بر مترمربع، پس از صرف صبحانه‌ی استاندارد در دو جلسه مجزا یکی از دو پروتکل شنا را اجرا کردند: جلسه پرشدت: ۶ &amp;amp;times;۵۰ متر کرال‌سینه با حداکثر سرعت؛ استراحت بین تکرارها: ۵ دقیقه؛ مدت کل: حدود ۳۰ دقیقه. جلسه کم‌شدت: ۱۰۰۰ متر کرال‌سینه مداوم؛ مدت کل: حدود ۳۰ دقیقه. پس از حداقل 60 دقیقه استراحت اجازه درخواست نهار وجود داشت. پرسشنامه اشتها پیش از صبحانه، بلافاصله پس از فعالیت، یک ساعت پس از فعالیت و در زمان درخواست ناهار تکمیل شد، همچنین خون‌گیری برای اندازه‌گیری گرلین و لاکتات قبل و بعد فعالیت و زمان درخواست نهار انجام شد. داده‌ها با آزمون تی وابسته و تحلیل‌واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند. یافته‌ها: افزایش بیشتر در شنای پرشدت در سطوح گرلین (026/0=p)، کاهش بیشتر در شنای پرشدت در احساس گرسنگی (04/0=p) و احساس پُری (03/0=p) مشاهده شد، اما لاکتات (79/0=p)، میل به خوردن (63/0=p) و کالری دریافتی در ناهار(32/0=p) تفاوت معنی‌داری نداشتند. نتیجه‌گیری: شنای کم‌شدت در مقایسه با پرشدت افزایش بیشتر در گرلین و کاهش بیشتری در گرسنگی و پری ایجاد کرد و با وجود عدم تفاوت در مصرف کالری، می‌تواند به‌عنوان مداخله‌ای مؤثر برای سرکوب اشتها در زنان دارای اضافه وزن پیشنهاد شود، هرچند اثر بخشی طولانی مدت این مداخله باید مورد مطالعه قرار بگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هشت هفته تمرینات هوازی با شدت متوسط توأم با مصرف مکمل کوئرستین بر فشارخون و نیمرخ لیپیدی مردان کم تحرک دارای اضافه وزن</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_5061.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی با شدت متوسط و مصرف مکمل کوئرستین بر نیمرخ لیپیدی و فشارخون مردان دارای اضافه وزن بود. نمونه آماری این پژوهش شامل 40 نفر از مردان دارای اضافه وزن (شاخص توده بدنی25 تا 9/29 کیلوگرم بر متر مربع) بودند که به صورت تصادفی در چهار گروه 10 نفری تمرین هوازی، مکمل کوئرستین، ترکیب تمرین و مکمل و گروه دارونما (کنترل) تقسیم شدند.گروه تمرین هوازی تحت هشت هفته تمرین هوازی به صورت 3 جلسه در هفته قرار گرفتند و گروه مکمل کوئرستین نیز به مدت 8 هفته روزانه 3 عدد کپسول کوئرستین بعد از هر وعده غذایی اصلی مصرف کردند. به منظور سنجش درصد چربی بدن به روش BIA از دستگاه تجزیه و تحلیل ترکیب بدن OMRON استفاده شد. همچنین پروفایل لیپیدی (TG و HDL, LDL)، خون کامل (5 سی سی) از طریق نمونه گیری خون وریدی انجام شد.هشت هفته تمرین هوازی، مصرف مکمل کوئرستین و ترکیب این دو مداخله منجر به افزایش معنی‌داری در سطوح HDL و کاهش معنی‌داری در سطوح LDL، TG، فشارخون سیستولی و دیاستولی شد (05/0&amp;amp;ge;p). همچنین ترکیب تمرین هوازی و مکمل کوئرستین تأثیر بیشتری نسبت به هر یک از این مداخلات به تنهایی داشت (05/0&amp;amp;ge;p).هشت هفته تمرین هوازی با شدت متوسط، مصرف مکمل کوئرستین و به ویژه ترکیب این دو مداخله تأثیر معنی‌داری بر بهبود نیمرخ لیپیدی و کاهش فشارخون در مردان دارای اضافه وزن دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر انواع تمرینات ورزشی بر سطوح گردشی آیریزین در افراد مبتلا با اختلالات متابولیک: یک مرور نظام مند و فراتحلیل</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_5066.html</link>
      <description>هدف. هدف فراتحلیل حاضر بررسی تاثیر انواع تمرین ورزشی بر مقادیر گردشی آیریزین در افراد با اختلالات متابولیکی می باشد.روش پژوهش. جست وجوی جامع در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Science of Web، Scopus، Scholar Google و همچنین پایگاه های ایرانی بدون محدودیت زمانی برای شروع تا تاریخ ۱۵ آذر ماه ۱۴۰۳ انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه حاضر براساس دستورالعمل PICOS(جمعیت، مداخله، مقایسه، متغیر و نوع مطالعه) شامل: ۱) افراد بزرگسال بالای ۱۸ سال و مبتلا به یکی از اختلالات متابولیکی، ۲) تمرینات ورزشی منظم با طول مداخله بیش از دو هفته، ۳) مطالعات دارای گروه کنترل یا بیش از یک گروه تمرینی و ۴) آیریزین اندازه گیری شده در گردش خون (سرم و پلاسما) بودند.یافته ها. در مجموع ۲۷ مطالعه شامل ۱۲۰۴ آزمودنی مرد و زن با بازه سنی ۲۰-۷۵ سال وارد فراتحلیل حاضر شدند. بر اساس نتایج فراتحلیل، در افراد با وضعیت متابولیکی متفاوت، تمرین ورزشی باعث افزایش سطح سرمی آیریزین می شود و همچنین هر سه تمرین هوازی (۱۵ مداخله، 09/۰P=، ۴۲۲/0=SMD) و تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) (۸ مداخله، 001/0P=، ۹۸۱/0=SMD) و تمرین ترکیبی مقاومتی و هوازی (۹ مداخله، 036/0P=، ۳۹۱/0=SMD) باعث افزایش معنی داری در سطوح آیریزین شد. در حالی که تمرین مقاومتی (11 مداخله، 116/0P=، ۳۰۹/0=SMD) باعث تغییر معنی داری در سطوح آیریزین نشد. نتیجه‌گیری. به‌طورکلی نتایج مطالعه ما نشان داد که تمرین ورزشی مداخله مؤثر برافزایش سطوح سرمی آیریزین در افراد با وضعیت متابولیکی مختلف هست. بااین‌وجود پاسخ آیریزین به تمرین ورزشی وابسته به نوع تمرین است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثر ورزش اختیاری و اجباری به همراه مصرف مکمل کافئین بر روی رفتارهای اضطرابی و سطح هورمون اکسی‌توسین در موش‌های مبتلا به استرس مزمن</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_5067.html</link>
      <description>هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثر ورزش اختیاری و اجباری به همراه مصرف مکمل کافئین بر روی رفتارهای اضطرابی و سطح هورمون اکسی‌توسین در مغز موش‌های مبتلا به استرس مزمن بود.مواد و روش‌ها: در این مطالعه، ۳۵ سر موش نر نژاد C57/BL-6 به‌طور تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند: کنترل، استرس، استرس+کافئین، استرس+کافئین+ورزش اختیاری، استرس+کافئین+ورزش اجباری. استرس مزمن به‌مدت چهار هفته با استفاده از پروتکل UCMS القا شد. ورزش به‌صورت اختیاری یا اجباری توسط چرخ دوار و کافئین با دوز 3 mg/kg بصورت تزریق داخل صفاقی انجام شد. چهار هفته قبل از القای استرس و چهار هفته بعد از القای استرس، مداخله انجام گرفت. برای سنجش اضطراب از آزمون تاریک-روشن و برای اندازه‌گیری سطح اکسی‌توسین مغز از کیت الایزا استفاده شد. داده‌ها با آزمون ANOVA و تست تعقیبی توکی تحلیل شدند.یافته‌ها: بر اساس نتایج، استرس مزمن منجر به افزایش معنی‌دار اضطراب و کاهش سطح اکسی‌توسین در مغز شد (001/0P=) مصرف کافئین به‌تنهایی یا همراه با ورزش اجباری تأثیر معناداری بر تعداد ورود به بخش روشن جعبه و سطح اکسی‌توسین نداشت (05/0p&amp;amp;gt;). در مقابل، مصرف کافئین به همراه ورزش اختیاری به‌طور معناداری موجب کاهش رفتارهای اضطرابی و افزایش سطح اکسی‌توسین مغز نسبت به سایر گروه‌ها شد (001/0p=).نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، ورزش اختیاری همراه با مصرف کافئین می‌تواند به‌عنوان یک مداخله غیردارویی مؤثر برای کاهش رفتارهای اضطرابی و افزایش سطح هورمون اکسی‌توسین در شرایط استرس مزمن در نظر گرفته شود. انتخاب نوع ورزش (ارادی یا اجباری) نقش کلیدی در اثربخشی روان‌رفتاری و نوروشیمیایی مداخلات دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی عوامل فیزیولوژیک و شناختی در فرآیند استعدادیابی تنیس روی‌ میز؛ یک مطالعه مبتنی بر دیدگاه خبرگان</title>
      <link>https://spj.ssrc.ac.ir/article_5098.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر، به بررسی و تحلیل دیدگاه خبرگان و تدوین چارچوب چندبعدی درباره عوامل مؤثر بر استعدادیابی تنیس روی میز پرداخته است. با توجه به نقش چندبعدی شاخص‌های فیزیولوژیکی و ادراکی-حرکتی در موفقیت ورزشکاران، بررسی نحوه اولویت‌بندی خبرگان، می‌تواند به طراحی نظام استعدادیابی دقیق‌تر کمک کند.مواد و روش‌ها: این مطالعه اکتشافی، با روش کیو انجام شد. ابتدا بر اساس ادبیات پیشینه و نظر متخصصان، ۲۵ شاخص استعدادیابی استخراج شد و در اختیار ۲۲ متخصص تنیس روی میز قرار گرفت تا آن‌ها را بر اساس نمودار روش کیو (۴+ تا ۴-) اولویت‌بندی کنند. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار KADE و دو روش واریانس‌حفظ‌شده و گویه‌های اجماعی انجام شد. پروتکل اجرایی در سامانه OSF با شناسه hz2fr-v1 ثبت شد و تأییدیه گروه تربیت بدنی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان رضوی اخذ گردید.یافته‌ها: شش پروفایل ارزیابی متمایز استخراج شد. پروفایل آمادگی جسمانی مرتبط با مهارت با ۳۹% واریانس حفظ‌شده، دیدگاه غالب خبرگان بود و بر هماهنگی چشم و دست، قدرت دست غالب، سرعت و چابکی تأکید داشت. در مقابل، رویکرد چندبعدی کم‌طرفدارترین دیدگاه بود. همچنین، هماهنگی چشم و دست و چابکی شاخص‌های اجماعی مثبت و قد شاخص اجماعی منفی نامیده شدند.نتیجه‌گیری: با وجود تکثر دیدگاه خبرگان، آمادگی جسمانی مرتبط با مهارت الگوی غالب استعدادیابی تنیس‌ روی میز بود. هماهنگی چشم و دست و چابکی هسته اصلی غربال‌گری اولیه‌اند، در حالی که قد معیار مناسبی نیست. بنابراین، پیشنهاد می‌شود پروتکل‌های استعدادیابی با محوریت این هسته مشترک و شاخص‌های جسمانی-مهارتی آغاز شوند و در مراحل بعدی، ارزیابی‌های روان‌شناختی نیز به آن افزوده شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
